بازاريابی عصبی یا نورومارکتینگ (Neuro Marketing) چیست؟

کسب و کار اینترنتی - کسب درآمد اینترنتی - دیجیتال مارکتینگ

بازاريابی عصبی یا نورومارکتینگ (Neuro Marketing) چیست؟

۶ بازديد
بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ مبحث نسبتا جدیدی در علم دیجیتال مارکتینگ است که به تازگی در بین بازاریابان و مدیران کسب و کارهای اینترنتی قرار گرفته است. در واقع بازاریابی عصبی تلفیق دو علم بازاریابی و عصب شناسی است که برای فروش بیشتر تاثیر میگذارد.

 

تاریخچه بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ
خیلی از شما دوستان با چالش نوشابه پپسی آشناییت دارید. به این گونه است که فرد بدون نگاه کردن به قوطی های نوشابه بین پپسی و کوکا کولا پپسی را انتخاب کند و تعجبی ندارد که پپسی انتخاب میشود.بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ مبحث نسبتا جديدي در علم دیجیتال مارکتینگ است که به تازگي در بين بازاريابان و مديران کسب و کارهاي اينترنتي قرار گرفته است. در واقع بازاريابی عصبی تلفيق دو علم بازاريابی و عصب شناسي است که براي فروش بيشتر تاثير ميگذارد.

 

تاریخچه بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ
خيلي از شما دوستان با چالش نوشابه پپسي آشناييت داريد. به اين گونه است که فرد بدون نگاه کردن به قوطي هاي نوشابه بين پپسي و کوکا کولا پپسي را انتخاب کند و تعجبي ندارد که پپسي انتخاب ميشود.

عصب شناس معرف ريد مونتگ يک دهه پيش سوالي را مطرح کرد؟ اگر واقعا مردم پپسي را به کوکا کولا ترجيح ميدهند. چرا پپسي بازار را فرا نميگيرد؟؟؟
ريد مونتگ براي اينکه پاسخ اين سوال را پيدا کند. چالش ديگري ايجاد کرد که در آن افراد را به دستگاه MRI متصل ميکرد تا فعاليت مغزي آنها را بررسي کند. در ابتدا نيمي از شرکت کنندگان ابراز داشتند که پپسي را ترجيح مي دهند. با اين حال وقتي ريد مونتگ به آنها گفت که کدام يک از نمونه ها از مارک کوکا کولاست. نتيجه سه به يک به نفع کوکاکولا تغيير کرد.

علاوه بر اين در فعاليت قشر جلويي مغز و هيپوکامپ که به ترتيب مسئول کنترل تفکرات پيچيده و حافظه هستند نيز تغييراتي مشاهده کرد. همچنين دريافت که مغز تصاوير و ايده هايي را از آگهي هاي بازرگانی به ياد مي آورد و تفکرات و احساسات در قسمتي که عکس العمل هاي خوبي نسبت به کيفيت محصولي ديده شده را به آن مارک ربط مي دهد.
در نهایت ريد مونتگ در سال 2004 ميلادي يافته هاي خود را منتشر کرد و در نتيجه بازاريابی عصبی یا نورومارکتینگ به معرض عموم گذاشته شد.


 
بازاريابی عصبی چيست؟ (تعریف بازاریابی عصبی)
(NeuroMarketing) يا بازاريابی عصبی تکنيکي است که به کمک آن از مغز انسان تصاويري گرفته ميشود که مي تواند احساسات و واکنش هاي مغز را نسبت به چيزهاي مختلف نشان داد.

هدف بازاريابی عصبی انتقال بهتر پيام هاي بازاريابی به ديگران و افزايش احتمال خريد توسط کاربران است.

در واقع بازاريابی عصبی چيزي فراتر از عرضه محصول مناسب با قيمت مناسب است.

 

مثالي از فروش لباس برايتان ميزنم تا بهتر متوجه بشويد موضوع چيست؟
فرض کنيد شما براي خريد يک لباس به يک بوتيک ميرويد از همان ابتدا که وارد بوتيک ميشويد احساس خوبي نسبتا به فروشنده نداريد. فروشنده بدون توجه به ورود شما به صحبت خود با تلفن ادامه مي‌دهد و وانمود مي‌کند شما را نديده است. سپس با لحني توهين‌ آميز با شما صحبت مي‌کند و وقتی سوالي فنی درباره محصول مي‌پرسيد مي‌گويد روی جعبه آن نوشته شده است خودتان بخوانيد! چقدر احتمال دارد از چنين بوتيکی خريد کنيد؟

شايد از خريد منصرف شويد. توجه کنيد که ما درباره محصول صحبت نکرديم.!!!  شايد محصول اين فروشگاه بسيار عالي و قيمت آن مناسب باشد ولي شما از خريد منصرف مي‌شويد.
پس موضوع فقط محصول مناسب با قيمت مناسب نيست. رفتارهای خريد ما بسيار پيچيده‌ تر از چيزي است که خيلی ها فکر مي‌ کنند و به عملکرد مغز مربوط است. اگر خيلی ساده بگوييم ما از کسانی خريد مي‌کنيم که از آنها خوشمان بيايد. اغلب فروشنده بسيار مهمتر از محصول است.

جمله ای که گفتم دقيقا مثل يک راز مي ماند براي فروشندگانی که مشکل فروش دارند. و تقريبا اين نکته را در تمامي کلاس هاي خود تاکيد مي کنم. مهمترین نکته این است که فروشندای موفق میشود که اول مشتری را جذب خودش کند بعد جذب محصولش.

 
 

ورود به مغز انسان
مشتريان هيچوقت نياز های واقعی خود را بر زبان نمي‌آورند و نمي‌توان به گفته‌ های آنان اعتماد کرد، پس راه‌ حل چيست؟
در سال‌ هاي اخير دستگاه‌ های با نام‌ هاي EEG و FMRI و … ساخته شده که انواع کوچک و قابل‌ حملی دارد که بر سر انسان نصب می شود و می تواند از مغز انسان عکس بگيرد. اين دستگاه‌ ها دريچه‌ اي را براي ورود به مغز انسان باز کردند. دانشمندان و بازاريابان مي‌توانند با بررسي، عکس‌ های، مغز فردی که در حال تصميم‌ گيری خريد است به ديدگاه موثق‌ تر و جديدتری دست يابند.

 

 

سه بخش اصلی مغز در نورومارکتینگ
مغز ما انسان ها به سه بخش عمده تقسيم ميشود که از نظر ساختار سلولی و عملکرد با هم فرق دارند.

با وجود اينکه اين سه بخش بر فعاليت همديگر تاثير مي‌گذارند و نمی توان به طور محض فعاليت مغزی خاصی را به يک بخش نسبت دهند، ولی هر کدام از قسمت‌ های مغز نقش ويژه‌ ای دارند.

اين سه بخش مغز جديد، مغز ميانی و مغز قديم نام دارند

مغز جديد معمولا انجام کارهاي تحليلي و پيچيده را بر عهده دارد. تصميمات منطقي، آموزش و کارهاي ارادی ما با فرماندهی اين بخش مغز انجام می شود. مغز جديد نتيجه تحليل‌ها را به دو بخش ديگر نيز ارسال مي‌کند.

مغز مياني بيشتر با موارد احساسي سر و کار دارد و اطلاعات حاصل را به دو بخش ديگر مغز مخابره مي‌کند. در واقع وقتي عاشق ميشويد در اين قسمت مغز واکنش های انجام ميشود و هيچ ربطي به قلب انسان ندارد. که خيلي از افراد بر اين باورند که احساسات در قلب انسان ها است.
مغز قديم عهده‌ دار فعاليت‌ های اصلي ما براي حفظ بقا است. خداوند اين بخش را طوري طراحي کرده تا با دستورات صادره ادامه حيات ما امکان‌ پذير باشد.

مثلا وقتي گرسنه می شويم مغز قديم دستور مي‌ دهد که به اين مورد رسيدگي شود. يا وقتي دستمان به چيز داغي برخورد مي کند بدون اينکه فکري راجبش انجام دهيم دست خودمان را از جسم داغ دور مي کنيم.

 

پیشنهاد ویژه برای بالا بردن فروش سایت : 7 راز برای افزایش فروش سایت

 
تصميمات خريد
سؤال بسيار کليدي آن است که تصميمات خريد توسط کدام قسمت مغز انجام مي‌ شود؟
نکته مهمي که در بازاريابی سنتی به آن توجهي نمي‌ شود اين است که تصميمات خريد، اغلب با مغز قديم انجام مي‌شود.
تا به حال بازاريابان فکر مي‌ کردند تمامي خريد ها با بخش منطقي مغزمان انجام مي‌شود. البته هميشه در طول تاريخ بازاريابان مي‌دانستند که احساسات بر تصميمات خريد تأثير دارد ولي اکنون مشخص شده است که تأثير گذاري بخش احساسي و مغز قديم بسيار فراتر از آن چيزي است که تصور مي‌کردند.
پس اگر با عملکرد مغز قديم بيشتر آشنا شويم مي‌ توانيم عمليات بازاریابی تأثير گذارتري طراحي کنيم.

منبع:

https://moomeni.com/what-is-neuromarketing
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.